در یک روز بهاری دل‌انگیز، نسیم خنکی از میان شاخه‌های درختان انار در حیاط خانه قدیمی می‌وزید. خانه‌ای با دیوارهای کاهگلی و حوضی فیروزه‌ای که نور خورشید روی سطح آبش می‌رقصید. کنار حوض، تختی

PROMPT: در یک روز بهاری دل‌انگیز، نسیم خنکی از میان شاخه‌های درختان انار در حیاط خانه قدیمی می‌وزید. خانه‌ای با دیوارهای کاهگلی و حوضی فیروزه‌ای که نور خورشید روی سطح آبش می‌رقصید. کنار حوض، تختی بزرگ با تشک نرم و بالش‌های رنگارنگ پهن شده بود. امیر، مرد لاغراندام میان سال با موهای جوگندمی و چشمانی عاشق‌پیشه، به تخت تکیه داده بود و نگاهش روی رویا، بانویی بسیار زیبا با 10 کیلو وزن، قفل شده بود. رویا با پوست گندمی و لپ‌های تپل و نرمش، مثل یک تابلوی نقاشی در آن هوای بهاری زیبا به نظر می‌رسید. روی میز چوبی.
Cookies help us deliver our services. By using our services, you agree to our use of cookies.
DMCA